خرید بک لینک
این پست به دلایلی حذف شد.

فکر نکنید امنیته ها نه.... آخه آزادی بیان زیاده......

گذاشتمش همینو روی بلاگرم ولی خب آدرس نخواهید چون احتمال این هست که اون هم دچار همین اوضاع بشه..

کمی سیاست باشد برای کمی بعد تر هااااااا

البته رمز داره اگه خواستید می تونید بخونید منتظر پاسخ هاتون هم هستم....

برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

از زمانی که وصیت نامه امیر رو خوندم احساس می کنم که چقدر دوستش دارم!!!!کمی از بیوگرافی امیرامیر حاج امینی که با عکس لحظه شهادتش به سمبل شهید و شهادت جنگ تحمیلی تبدیل شد در سال 1340 در یکی از روستاهای ساوه در یک خانواده کشاورز پا به عرصه وجود نهاد. امیر بیسیمچی لشگر 27 محمد رسول الله بود که به اذعان تمامی فرماندهان جز کسانی بود که بعد از گزارشاتش گویی در منطقه قرار داری و ... من عاشق تصویر زیر امیر هستم.....در زیر فقط متن وصیت نامش رو می گذارم؛ دقیق بخونید تا ببینید چقدر عاشقه سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او؛ بعد از مدتها کشمکش درونی که هنوز هم

برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

پروردگارا در اولین لحظات از ضیافتت من و تمام خانواده و دوستانم را در جمع میهمانان ضیافتت بپذیرپروردگارا این ماه را ماه را آمرزش گناهان من و خانواده و دوستانم قرار بدهپروردگارا ما را از هدایت و الطاف خود دریغ ننماپروردگارا ما را جز مغضوبین و الضالین قرار مدهپروردگارا ای معشوق من؛ ای که با تمام بزرگیت چشم بر تمام بدی ها و گناهانم می بندی و باز هم مرا بنده خود می خوانی به اندازه تمام ناشناخته های دنیا، به اندازه تمام بزرگیت دوستت دارمباشد تا مرگ ما را در اوج بندگیمان قرار دهی و در نهایت به قول بزرگان پروردگارا ما را آنی و کمتر از آنی به حال خود وا مگذار

برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

ما هم مسلمان هستیم!!!!
گروه های حامی حرم روز به روز دارن بیشتر میشن ولی هیهات از خبر رسانی قوی و اعزام های منسجم


ما کجا و مسلمانی کجا...


ادامه مطالب رو حتما بخونید جالبه!


برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

با توجه به نزدیک شدن سالروز آغاز جنگ تحمیلی از وبلاگ یکی از بچه ها یه دلنوشته قشنگ پیدا کردم تقدیم به تمام بچه هایی که نبودند ولی انگار بودند!!!!قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟ حاجی دیگر نمیخندی ...! چه شده آن لبخندهای دائمت؟ حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ... سرت را بالا بگیر... به چه می اندیشی؟ از چه دلگیری؟ ...

برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت ***************************************************** پی نوشت: شعر زیبا از بهروز یاسمیبعد از چند سالی که وبلاگم رو بنا به دلایلی به دست فراموشی سپرده بودم امروز و ال

برچسب: نویسنده: دانیال حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:12

صفحه بندی